دیکشنری فارسی

rendezvous

UKrɔndivəs US'rɔndı'vu:

معنی فارسی

وعده گاه آمدن گاه ميعاد قرار ملاقات پاتوق محل گردهمايي ميعادگاه قرار ملاقات ديدار قرار ديدار برحسب قرار ملاقات کردن ديدار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rän´dā vōō´/n., pl.

پاتوق، دیدارگاه، وعده‌گاه، میعاد، میعادگاه، (قشون یا کشتی‌ها و غیره) محل گردهمایی، محل ملاقات

I met them at the rendezvous agreed upon the night before

در محلی که شب پیش آن توافق کرده بودیم با آنها ملاقات کردم.

the arrival of three armored divisions at the endezvous

ورود سه هنگ زرهی به میعادگاه

قرار ملاقات، دیدار، قرار

I have a rendezvous with him tonight

امشب با او قرار (ملاقات) دارم.

our rendezvous lasted two hours

دیدار ما دوساعت طول کشید.

(طبق قرار) ملاقات کردن، دیدار کردن

they rendezvous secretly every night

آنها هر شب محرمانه یکدیگر را می‌بینند.

you rendezvous and then avoid (me) ...

دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی ...

(قشون و ناوگان و غیره) در یک جا گرد آمدن یا گردآوردن

it was decided to rendezvous the two fleets at a secret place

قرار بر این شد که دو ناوگان در یک محل سری به هم ملحق شوند.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a meeting planned at a certain time and place
  2. a place where people meet “he was waiting for them at the rendezvous”
  3. a date; usually with a member of the opposite sex “Verb Frames:” “Somebody ----s”

مترادف‌ها

noun
1. Place of meeting.
2. Meeting.

واژه‌های دیگر با معنی «وعده گاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن