دیکشنری فارسی

renitent

معنی فارسی

مقاومت کننده داراي نيروي مقاومت مخالفت پشت پا زن سرکش

معنی کامل و مثال‌ها

/ri nīt´'nt/adj.

● (در مقابل فشار) مقاوم، فشار ناپذیر

● سرسخت، گردنکش، کله شق، پرعناد

مترادف‌ها

adjective
Resisting (pressure), opposing, counteracting, antagonistic, resistant.

واژه‌های دیگر با معنی «مقاومت کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن