rent (1)
معنی کامل و مثالها
/rent/n., vt., vi.
● اجاره، اجارهبها، سپنج، سلاک
how much is the rent for this house?
اجارهی این خانه چقدر است؟
I pay my rent regularly
اجارهی خود را مرتبا میپردازم.
● (مهجور) ملک اجارهای
● (مهجور) درآمد، دخل، عایدی
● (اتومبیل و غیره) کرایه
● اجاره کردن یا دادن، سلاک دادن
I rented his house
خانهی او را اجاره کردم.
Ghodsi had rented her apartment to me
قدسی آپارتمانش را به من اجاره داده بود.
● کرایه کردن یا دادن
to rent a bicycle
دوچرخه کرایه کردن
a rented car
ماشین کرایه شده
● (امریکا) به اجاره رفتن
this house rents for $800 a month
اجارهی این خانه ماهی 800 دلار است.