دیکشنری فارسی

rent (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/rent/n.

● (پارچه و جامه و غیره) دریدگی، پارگی

the rent in my coat's sleeve

پارگی آستین پالتوی من

● (زمین یا تنه‌ی درخت و غیره) شکاف، چاک، گسله

● (میان افراد یا دستجات) دو دستگی، شکاف، قهر، دلخوری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن