دیکشنری فارسی

rental

UKrentl US'rentəl

معنی فارسی

درآمد ملکي اجاره بها مبلغ کرايه اجاره دادن کرايه دادن اجاره اي کرايه اي استيجاري

معنی کامل و مثال‌ها

/ren´t'l/n., adj.

اجاره‌بها، مبلغ کرایه

the average rental for each room is $ 50

میانگین اجاره‌ی هر اتاق 50 دلار است.

عمل کرایه دادن یا اجاره دادن

car rental

کرایه (دادن) اتومبیل

وابسته به اجاره یا کرایه، اجاره‌ای، کرایه‌ای، سلاکی، استیجاری

a rental car

اتومبیل کرایه‌ای

a rental house

خانه‌ی استیجاری

a rental agency

بنگاه کرایه‌ی اتومبیل و غیره

rental books

کتاب‌های کرایه‌ای

تعریف انگلیسی

adjective
  1. property that is leased or rented out or let
  2. the act of paying for the use of something (as an apartment or house or car)
  3. available to rent or lease “a rental car”
  4. of or relating to rent “rental agreement” “rental charges” “Pertains to noun: rent”

مترادف‌ها

noun
Rent roll, account of rents.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن