دیکشنری فارسی

rep (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/rep/n.

● مخفف:

● تئاتر رپرتوار

● نماینده

● شهرت

● تکرار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن