repair (2)
معنی کامل و مثالها
/ri per´/vi., n.
● حضور یافتن، رفتن (به جای بخصوص)
they asked me to repair to the hotel lobby immediately
از من خواستند فورا به سرسرای هتل بروم.
● مرتبا رفتن (به محلی)، پاتوق کردن
sacred woods to which the natives repair often
بیشههای مقدس که بومیان اغلب به آنجا میروند