دیکشنری فارسی

repartition

UKripɑːtiʃən

معنی فارسی

توزيع تقسيم توزيع مجدد وابسته به تقسيمات. بازبخش کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´pär tish´ǝn/n., vt.

● تقسیم مجدد، تجزیه‌ی دوباره، بازبخش

● بازبخش کردن

واژه‌های دیگر با معنی «توزيع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن