repartition
UKripɑːtiʃən
معنی فارسی
توزيع تقسيم توزيع مجدد وابسته به تقسيمات. بازبخش کردن
معنی کامل و مثالها
/rē´pär tish´ǝn/n., vt.
● تقسیم مجدد، تجزیهی دوباره، بازبخش
● بازبخش کردن