دیکشنری فارسی

repercussion

UKriːpəkʌʃən US'ri:pə'kʌʃən

معنی فارسی

باز گرداني باز زني انعکاس برگشت

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´pǝr kush´ǝn/n.

● (قدیمی) واجهش، پسزنی، پسکوب

● (به ویژه نور یا صدا) پستاب، پژواک، انعکاس، بازتاب

● (معمولا جمع) واکنش (غیر مستقیم یا دوردست یا گسترده و غیره)، اثر (اثرات)، پیامد، عواقب، نتایج

rapid economic growth produced unexpected social repercussions

رشد سریع اقتصادی‌پیامدهای اجتماعی غیر منتظره‌ای دربر داشت.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a remote or indirect consequence of some action “his declaration had unforeseen repercussions” “reverberations of the market crash were felt years later”
  2. a movement back from an impact

مترادف‌ها

noun
Reverberation, rebound, recoil.

واژه‌های دیگر با معنی «باز گرداني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن