repertoire
معنی فارسی
موجودي نمايش نامه هاي يک شخص يا يک شرکت
معنی کامل و مثالها
/rep´ǝr twär´/n.
● (نمایشها یا نقشها یا آوازها یا آهنگها و غیرهای که هنرمند یا دستهی هنرمندان برآن مسلطاند و میتوانند با کمی تمرین انجام دهند) مجموعه، اندوزه، گردآورد، رپرتوار
a singer with a large repertoire of songs
آوازخوانی که آوازهای بسیاری را میتواند بخواند
she is a fine pianist but her repertoire is limited
او پیانو نواز خوبی است ولی قطعات محدودی را میتواند بزند.
● (کلیهی آثار نوع بخصوصی از هنر مثلا نمایش یا کنسرت که برای اجرا در دسترساند) رپرتوار، گردآوره، افزانه
● (کلیهی روشها و ترفندها و ابزار و غیرهی رشتهی بخصوصی از دانش یا فرد بخصوص) مجموعه، خزانه
an experienced wrestler's repertoire of tricks
مجموعهی ترفندهای یک کشتیگیر پرسابقه
تعریف انگلیسی
- the entire range of skills or aptitudes or devices used in a particular field or occupation “the repertory of the supposed feats of mesmerism” “has a large repertory of dialects and characters”
- a collection of works (plays, songs, operas, ballets) that an artist or company can perform and do perform for short intervals on a regular schedule