reporduce معنی فارسی توليد مجدد واژههای دیگر با معنی «توليد مجدد» reproducible قابل توليد مجدد، تجديد پذير. image reproduction توليد مجدد تصوير refresh memory واحد حافظه با سرعت بالا براي توليد مجدد، تصوير، ناحيه اي از حافظه کامپيوتر که مقاديري regeneracy باززايي، توليد مجدد، تجديد نيرو reprographics تکنولوژي اي که شامل وارد زير است، فرآيندهاي توليد مجدد و نسخه برداري از، مستندات