دیکشنری فارسی

reportedly

UKripɔːtidliː USrı'pɔ:tədlı

معنی فارسی

طبق گزارش يا شايعه ، ظاهرا،

بطوري که شايع است، به قرار مسموع

معنی کامل و مثال‌ها

/ri pôrt´id lē/adv.

● طبق گزارش یا شایعه، ظاهرا، بطوری که شایع است، به قرار مسموع

he is reportedly going to resign

از قرار معلوم قصد دارد استعفا بدهد.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. according to reports or other information “she was reportedly his mistress for many years” “Derived from adjective: reported”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن