reportorial US'repə'tɔ:rıəl معنی فارسی گزارشي. واژههای دیگر با معنی «گزارشي.» logfile پرونده گزارشي، فايل گزارشي demand report گزارشي که به هنگام نياز توليد مي شود reporting by axception گزارشي که فقط حاوي اقلام خارج از قلمرو، عادي بوده و نيازمند توجه مديريت است oratorio گزارشي از کتاب مقدس که بشعردرآورده نمايش، واربخوانندو بنوازند