دیکشنری فارسی

reposit

معنی فارسی

وديعه گذاردن، سپردن، جابجا کردن

رجوع شود به replace

معنی کامل و مثال‌ها

/ri päz´it/vt.

(برای نگهداری به کسی) سپردن، به ودیعه گذاردن

(نادر) رجوع شود به: replace

مترادف‌ها

verb active
Lodge, deposit, place, store, lay up, hoard.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن