دیکشنری فارسی

repossess

US'ri:pə'zes

معنی فارسی

مالکيت مجدد يافتن.

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´pǝ zes´/vt.

● (به ویژه کالایی که قسط آن پرداخت نشده است) پس گرفتن، ضبط کردن، تصرف کردن

repossessed cars are cheaper

اتومبیل‌های ضبط شده ارزانتر است.

● (نادر) دوباره متعلق کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. claim back “Somebody ----s something” “Somebody ----s something from somebody”
  2. regain possession of something “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن