representational
UKreprizenteiʃənl
US'reprəzən'teıʃənəl
معنی فارسی
وابسته به نمايندگي يا وکالت
تجسمي ، تناور ، تنايشي ، تن بخش
معنی کامل و مثالها
/-ǝl/adj.
● وابسته به نمایندگی یا وکالت
● (هنر) تجسمی، تناور، تنایشی، تن بخش (مانند تئاتر و باله)
تعریف انگلیسی
adjective
- (used especially of art) depicting objects, figures,or scenes as seen “representational art” “representational images”