دیکشنری فارسی

representational

UKreprizenteiʃənl US'reprəzən'teıʃənəl

معنی فارسی

وابسته به نمايندگي يا وکالت

تجسمي ، تناور ، تنايشي ، تن بخش

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝl/adj.

● وابسته به نمایندگی یا وکالت

● (هنر) تجسمی، تناور، تنایشی، تن بخش (مانند تئاتر و باله)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (used especially of art) depicting objects, figures,or scenes as seen “representational art” “representational images”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن