دیکشنری فارسی

reprise

USrıp'raız

معنی فارسی

سالواره اي که از درآمد ملک پرداخته ميشود ،

وهله ، نوبت

معنی کامل و مثال‌ها

/ri prīz/n., vt.

● (انگلیس - معمولا جمع) قسط سالیانه که (بابت اجاره‌بها یا اندوخته و غیره) از درآمد ملک کسر می‌شود

● (موسیقی) رجوع شود به: recapitulation

● تکرار بخشی از آواز یا آهنگ

● باز انجام، بسکرد، تکرار

● تکرار کردن (به ویژه بخشی از آهنگ یا آواز)

تعریف انگلیسی

verb
  1. repeat an earlier theme of a composition “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن