دیکشنری فارسی

reprobation

UKriːprəbeiʃən

معنی فارسی

رد عدم قبول مردود خواني مذمت رد شدگي مردوديت هرزگي

معنی کامل و مثال‌ها

/rep´rǝ bā´shǝn/n.

لعنت کردن

مردود شناسی، مخالفت، ناپسندشماری

(الهیات) ملعون بودن، جهنمی بودن

تعریف انگلیسی

noun
  1. rejection by God; the state of being condemned to eternal misery in Hell
  2. severe disapproval

مترادف‌ها

noun
Condemnation, censure, rejection.

واژه‌های دیگر با معنی «رد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن