reproductive
US'ri:prə'dʌktıv
معنی فارسی
دوباره بوجود آورنده ، دوباره درست کننده ،
داراي قوه تکثير يا توالد
معنی کامل و مثالها
/rē´prǝ duk´tiv/adj.
● وابسته به تولید مجدد، بازفرآور، بازفروردی، بازساختی، بازآور
reproductive industries
صنایع بازفرآور
● تناسلی، بازآورشی، نوزایشی
reproductive organs
اندامهای تناسلی
● وابسته به پخش صدا، آواپخشی
reproductive devices
دستگاههای آواپخش