پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
reprouducible
معنی فارسی
دوباره درست کردني
تجديد کردني
قابل توليدياتناسل
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن