دیکشنری فارسی

reputed

UKripjuːtid USrıp'ju:tıd

معنی فارسی

مشهور قلم رفته بشمار رفته

معنی کامل و مثال‌ها

/-id/adj.

● شایع، در افواه، گفته شده

the reputed owner of that garden

کسی که گفته می‌شود صاحب آن باغ است

واژه‌های دیگر با معنی «مشهور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن