دیکشنری فارسی

reschedule

USrıs'kedʒul

معنی فارسی

دوباره برنامه ريزي کردن، دوباره قرار گذاشتن

در شرايط وام تجديد نظر کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē skej´ool, -ǝl/vt.

دوباره برنامه‌ریزی کردن، دوباره قرار گذاشتن (رجوع شود به: schedule)

در شرایط وام تجدید نظر کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن