دیکشنری فارسی

reseau or réseau

معنی کامل و مثال‌ها

/rā zō´/n., pl.

● شبکه

● (در نقشه‌های نجومی) خطوط شطرنجی

● شبکه‌ی ایستگاه‌های هواشناسی (درسرتاسر جهان)

● (تور سیمی یا پارچه‌ای) روزنه‌بندی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن