دیکشنری فارسی

resentful

UKrizentfəl USrı'zentfəl

معنی فارسی

متغير رنجيده آزرده خشمگين متنفر

معنی کامل و مثال‌ها

/-fǝl/adj.

● رنجیده، دلخور، برزخ، ناخشنود، غیظی

a resentful look

نگاه حاکی از دلخوری

تعریف انگلیسی

adjective
  1. full of or marked by resentment or indignant ill will “resentful at the way he was treated” “a sullen resentful attitude”

مترادف‌ها

adjective
Angry, irritable, irascible, choleric, revengeful, malignant.

واژه‌های دیگر با معنی «متغير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن