reservedness
معنی فارسی
احتياط (کاري) ، خود داري (از سخن گفتن) ،
کتمان
مترادفها
noun
Shyness, reserve, closeness.
احتياط (کاري) ، خود داري (از سخن گفتن) ،
کتمان
noun
Shyness, reserve, closeness.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن