دیکشنری فارسی

reservist

UKrizəːvist USrı'zə:vıst

معنی فارسی

سرباز ذخيره يا احتياط ، افسر ذخيره يا احتياط

معنی کامل و مثال‌ها

/ri zu_r´vist/n.

● سرباز احتیاط، افسر احتیاط، سرباز ذخیره

تعریف انگلیسی

noun
  1. a member of a military reserve

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن