دیکشنری فارسی

resettlement

UKriːsetlmənt USrı'setəlmənt

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝnt/n.

● استقرار مجدد، اسکان مجدد، جایگزینی دوباره

● قرار مجدد، حل و فصل دوباره

تعریف انگلیسی

noun
  1. the transportation of people (as a family or colony) to a new settlement (as after an upheaval of some kind)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن