دیکشنری فارسی

residence time

معنی فارسی

مدت زمانيکه قطرات کوچک سوخت در محفظه

احتراق توربين گاز ميمانند

تعریف انگلیسی

noun
  1. the period of time spent in a particular place

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن