residentiary
معنی فارسی
کشيش مقيم ، روحاني مقيم (در محل)
معنی کامل و مثالها
/rez´ǝ den´shē er´ē/adj., n., pl.
● مقیم، ساکن
● مستلزم اقامت
● کشیش مقیم
کشيش مقيم ، روحاني مقيم (در محل)
/rez´ǝ den´shē er´ē/adj., n., pl.
● مقیم، ساکن
● مستلزم اقامت
● کشیش مقیم
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن