دیکشنری فارسی

resigned

UKrizaind USrı'zaınd

معنی فارسی

تن به قضا داده ، تن به رضا (خدا) داده ،

تسليم پيش آمد يا تقدير ، مسلم

معنی کامل و مثال‌ها

/ri zīnd´/adj.

● تسلیم، راضی، پذیرا، حاکی از تسلیم

● حلیم، بردبار، شکیبا

مترادف‌ها

adjective
1. Surrendered, given up.
2. Submissive, unresisting, complying, yielding, uncomplaining, patient, humble, meek, lowly.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن