resolutive معنی فارسی تحليل برنده ، گدازنده ، محلل ، موجب فسخ ، دارو يا عامل گدازنده واژههای دیگر با معنی «تحليل برنده» consumptive تحليل برنده، دچار رنج باريک، تحليل رونده assimilator جذب کننده، تحليل برنده، همانند سازنده . wearing پوشيدني، وابسته به پوشيدن، فرساينده erosive ساينده، اکال، فاسدکننده