resonantly
UKrezənəntliː
معنی فارسی
با پيچش و ارتعاش ، با تموج ، بطور طنين انداز ،
با انعکاس
با پيچش و ارتعاش ، با تموج ، بطور طنين انداز ،
با انعکاس
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن