resourc معنی فارسی وسيله چاره تدبير کارداني زرنگي منبع ممر کار تفريحي واژههای دیگر با معنی «وسيله» means وسيله، وسائل، توانائي instrumentalities وسيله، واسطه، دستياري instrumentality وسيله، واسطه، دستياري instrumentally با وسيله، با اسباب، با ساز wherethrough بچه وسيله، چگونه، که بدانوسيله . thereby بدان وسيله، از آن راه، بموجب آن organon وسيله دانش، واسطه فکر، راهنماي فکر organum وسيله دانش، واسطه فکر، راهنماي فکر hereby بدين وسيله، بموجب اين نامه، ازاين راه fasteners وسيله بستن، اتصالات، اتصال دهنده