دیکشنری فارسی

respirator

UKrispirətər US'respə'reıtə

معنی فارسی

اسبابي که بدهان وبيني ميگذارند تا هوا را گرم

کند

معنی کامل و مثال‌ها

/res´pǝ rāt´ǝr/n.

● دستگاه تنفس مصنوعی، دمزنشگر، ماسک اکسیژن

● ماسک تنفسی، هواپالا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a protective mask with a filter; protects the face and lungs against poisonous gases
  2. a breathing device for administering long-term artificial respiration

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن