دیکشنری فارسی

respondent

UKrispɔndənt USrıs'pɔndənt

معنی فارسی

پژوهش خوانده مدافع جواب دهنده حساس متاثر شونده مدافع

معنی کامل و مثال‌ها

/ri spän´dǝnt/adj., n.

پاسخگو، جواب دهنده، پاسخ دهنده

(حقوق) خوانده، مدعی علیه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the codefendant (especially in a divorce proceeding) who is accused of adultery with the corespondent
  2. someone who responds “an answering glance” “an answering smile”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن