دیکشنری فارسی

rest (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/rest/n.

● (قرون وسطی - زره سینه) جای زوبین، نیزه نگهدار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن