restaging معنی فارسی تعويض محل جابجا کردن سوارکردن نفرات واژههای دیگر با معنی «تعويض محل» relief in place تعويض در محل، تعويض يکانها در محل switchyard محل اتصال يا تعويض واگنها. tiring house (درتئاتر)، محل تعويض لباس هنرپيشه . tiring room (درتئاتر)، محل تعويض لباس هنرپيشه . change of station تغيير محل ماموريت، انتقال، تعويض محل خدمت