دیکشنری فارسی

restate

USrıs'teıt

معنی فارسی

دوباره اظهارداشتن ، روشن ترگفتن ،

واضح تر بيان کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē stāt´/vt.

● دوباره ذکر کردن، به شکل دیگر گفتن، تکرار کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. to say, state, or perform again “She kept reiterating her request” “Somebody ----s something” “Something ----s something” “Somebody ----s that CLAUSE”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن