دیکشنری فارسی

restaurant

UKrestrɔnt US'restə'rɔnt

معنی فارسی

رستوران :مهمان خانه اي که درانجاخوراک

ميخورند

معنی کامل و مثال‌ها

/res´tǝ ränt´/n.

● رستوران

restaurant car

واگن رستوران

تعریف انگلیسی

noun
  1. a building where people go to eat

مترادف‌ها

noun
[Fr.] Eating house, chop house, cafe.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن