دیکشنری فارسی

restock

USrıs'tɔk

تعریف انگلیسی

verb
  1. stock again “He restocked his land with pheasants” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن