دیکشنری فارسی

restrainer

معنی فارسی

مانع شونده فشار دهنده .

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝr/n.

● (شخص یا چیز) جلوگیر، بازدار، لگام

● (عکاسی) کندساز

تعریف انگلیسی

noun
  1. a chemical that is added to a photographic developer in order to retard development and reduce the amount of fog on a film
  2. a person who directs and restrains

واژه‌های دیگر با معنی «مانع شونده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن