دیکشنری فارسی

resumption

UKrizʌmpʃən USrı'zʌmpʃən

معنی فارسی

از سر گيري ادامه اغازدوباره باز يافت دوباره بدست اوري

معنی کامل و مثال‌ها

/ri zump´shǝn/n.

از سرگیری، دنبال‌گیری، بازیافت، بازگیری، ادامه

the resumption of peace talks

از سرگیری مذاکرات صلح

واژه‌های دیگر با معنی «از سر گيري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن