دیکشنری فارسی

resurrection

UKrezərekʃən US'rezə'rekʃən

معنی فارسی

رستاخيز قيام بازخيز محشر نشور عيد رستاخيز مسيح تجديد

معنی کامل و مثال‌ها

/rez´ǝ rek´shǝn/n.

● رستاخیز، عمر دوباره، بازخیزی، قیام، بازخیزش

I resurrected the Persians with this Persian (epic)...

عجم زنده کردم بدین پارسی ...

the resurrection of the dead on doomsday

رستاخیز مردگان در روز قیامت

● احیا، بازآوری، تجدید حیات، نو رواجی

the project has been dropped with little hope of resurrection

از آن طرح صرفنظر شده است و امیدی به احیای آن نیست.

* the Resurrection

1- (مسیحیت) زنده شدن دوباره‌ی عیسی 2- روز قیامت، روز رستاخیز، بازخیزش مردگان، معاد، حشر

تعریف انگلیسی

noun
  1. (New Testament) the rising of Christ on the third day after the Crucifixion
noun
  1. a revival from inactivity and disuse “it produced a resurrection of hope”

مترادف‌ها

noun
Rising, revival, revivification, resuscitation.

واژه‌های دیگر با معنی «رستاخيز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن