دیکشنری فارسی

resuscitator

معنی فارسی

زنده کننده بهوش اورنده .

معنی کامل و مثال‌ها

/-tāt´ǝr/n.

● (انسان یا دستگاه) به هوش‌آور، بازجان بخش، احیاگر

● دستگاه تنفس مصنوعی، دستگاه بازدمش

تعریف انگلیسی

noun
  1. a breathing apparatus used for resuscitation by forcing oxygen into the lungs of a person who has undergone asphyxia or arrest of respiration

واژه‌های دیگر با معنی «زنده کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن