retainer (1)
معنی کامل و مثالها
/ri tān´ǝr/n.
● (شخص یا چیز) نگهدار، حافظ، نگهداری کننده
● نوکر، ملازم، پیشخدمت، ندیم (ندیمه)، مستخدم، دنبالهرو
one of the court retainers
یکی از ملازمان دربار
● (ردیف سازی دندانها و غیره) ردیفدار
● (مکانیک) درجادار، حامل، ضامن، بازدار، نگهدار