retainer (2)
معنی کامل و مثالها
/ri tān´ǝr/n.
● به کارگیری، به کار گماری، استخدام
● (حقوق) استخدام وکیل، اجیرسازی وکیل
● اجرت وکیل، حقوق وکیل
* on retainer
(وکیل) اجیر شده، استخدام شده
/ri tān´ǝr/n.
● به کارگیری، به کار گماری، استخدام
● (حقوق) استخدام وکیل، اجیرسازی وکیل
● اجرت وکیل، حقوق وکیل
* on retainer
(وکیل) اجیر شده، استخدام شده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن