retardatory معنی فارسی کند ساز تاخيرانداز درنگ کننده درنگي تاخيري واژههای دیگر با معنی «کند ساز» retardative کند ساز، تاخيرانداز، درنگ کننده argininosuccinic-aciduria وارد شدن اسيد آرژينينوسوکسينيک در ادرار که علامت، نقص جبلي در سوخت و ساز يا متابوليسم است اين نقصاا، يجاد کند ذهني نيز ميکند .