دیکشنری فارسی

rethink

USrı'θıŋk

معنی فارسی

بازانديشيدن ، دوباره مورد تفکر قرار دادن ،

تجديد نظر کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´thiŋk´/vt.

● بازاندیشیدن، دوباره مورد تفکر قرار دادن، تجدید نظر کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. thinking again about a choice previously made “he had second thoughts about his purchase”
  2. change one's mind “He rethought his decision to take a vacation” “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن