retiary
معنی فارسی
شبکه اي دامي شبکه ساز تار باف تارتن دام ساز کارتنه باف
معنی کامل و مثالها
/rē´shē er´ē/adj.
● وابسته به یا همانند تور و تور بافی، توری
● تننده (مانند عنکبوت)
● تورینهای
● مسلح به تور
شبکه اي دامي شبکه ساز تار باف تارتن دام ساز کارتنه باف
/rē´shē er´ē/adj.
● وابسته به یا همانند تور و تور بافی، توری
● تننده (مانند عنکبوت)
● تورینهای
● مسلح به تور
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن