دیکشنری فارسی

reticence

UKretisns US'retısəns

معنی فارسی

احتياطدرسخن گويي احتياط خود داري کنمان خاموشي سکوت تجاهل العارف

معنی کامل و مثال‌ها

/ret´ǝ sǝns/n.

● خموشی، کم حرفی، کم‌گفتاری

● توداری (reticency هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the trait of being uncommunicative; not volunteering anything more than necessary

مترادف‌ها

noun
Reserve, taciturnity, uncommunicativeness.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن